منو بردي با خودت قدم زدم.از اون كاجها براي من هم برمي داشتي.هر چي براي پروژه گشتم يكي قسمتم بشه پيدا نكردم.
من هم وقتي هوا ي اينجا سنگين مي شه مي رممممممممممممم نمي دونم زهرا جون جديدا" چرا هر روز هوا اينجا داره خفم مي كنم.
ماهم با شما تکونديم دلتنگي مونو کنار ميوه هاي آماده ي اون کاج مهربان
خـــــــــــوب باش نازنينم خـــــــــوب باش
مي نشينم تا صبح، آسمان که شيري شد، دل تو هم باز مي شود. و من هردو را جشن خواهم گرفت...