• وبلاگ : دردونه جون
  • يادداشت : كدوي قلقله زن
  • نظرات : 2 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + مامي هليا 
    يادم باشه از اين كدو قلقلي يك كتاب پارچه ايي هست خيلي باحاله عكسش رو بزارم.
    پاسخ

    ممنون بذار برام

    سنا هم کدو قلقله زنو داره خودش بهش مي گه ق قله ان

    البته اوني که ما داريم تصويرگرش خوب نيست و گرگ و شيرش انقد وحشتناکه که من ناچارا قصه رو سانسور مي کنم و مثلا مي گم به آقا گرگه گفت اخم نکن بخند شاد باش اخم کني زشت مي شي و ...

    پاسخ

    :) مال ما از اين كتاب كوچولو هاي خانه ادبياته قصه اش هم خيلي خلاصه است منم خودم از رو عكسا به شيوه ي خودم براش مي خونم

    سلام زهرا جون چطوري ؟

    يعني من اينقدر دير اومدم يا تو اينقدر فعال بودي تند تند پست گذاشتي!

    چقدر از خوندن نوشته هات خوشحال ميشم اينکه بچه هاي ما همسن هستن و من يک مامان شاغل و گرفتارم ولي يادم مياد که براي خيلي کارها بايد بيشتر وقت بذارم . البته اصولا بنيامين تا آخر يک قصه حوصله نميکنه و ميره ولي اينکه سارا تا آخر قصه همراهي و نقش آفريني مي کنه واقعا فوق العاده و عاليه .

    دختر گل و نازنينتو ببوس .

    پاسخ

    عزيزم ميدونم سرت شلوغه خدا قوت :) در عوض مثل ما حوصله ات سر نميره منم دلم براي روزهاي شاغل بودنم تنگ ميشه و گاهي واقعا از اين شرايطي كه دارم خسته ميشم ولي چون جاي مطمني كه سارا رو بذارم ندارم بايد صرف نظر كنم/ من قصه رو با زبون ساده و كوتاه مي خونم كه مي شينه و گرنه اين طبيعت اين سن و ساله كه زود حوصلشون سر بره و نشينن. زمانش بيشتر از ده دقيقه يك ربع نميشه:) ببوس قلقلي خوشملمو
    + خاله آزاده 
    سلام عزيزم
    انشالله که خوب و خوش باشي عزيز دلم
    چه خاطراتي داشتيم با اين قصه زيباي کدوقللقه زن. خاطراتي به وسعت همه دوران ناب کودکيمان
    ساراي دردونه گلم رو ببوس
    ميبوسمت